تبليغاتX
مینا
دل تنگی ها

 

 

سخنی زیبا و خواندنی از دكتر شریعتی

 

دست بوسی نه ،باید دست داد وکار کرد ! 

به آنکه اعتراض می کند که چرا دانشجویان دست می زنند وصلوات نمی فرستند می گویم صلوات نفرستادن جوانان گناه تست . چراکه خودمیدانی صلوات را به چه صورتی درآورده ای وبرایش چه مصرف هائی درست کردی !یکی اینکه تا شخصیت گنده ای واردمجلس شده است ، صلوات فرستاده ای ،مصرف دیگرش حرکت تابوت وجنازه است درمیان زندگان .ومصارف دیگر ،هوکردن یک سخنران ،پایین کشیدن یک منبری ومسخره کردن کسی .این هاست مصارفی که تو برای صلوات ساخته ای .این است که قشر دانشجو برای ابراز احساساتش نمی تواند صلوات را جدی بگیرد .چون توچنانش ساخته ای که بکار هوکردن ومسخره کردن و تداعی انحطاط می خورد .توهرگز به "دست بوسیدن " اعتراض نکردی ،حالا به "دست زدن "اعتراض می کنی ؟

رابطه مریدی ومرادی رابطه طبقاتی دوره های کهنه است ودست بوسیدن مظهرشرک وبردگی است . آن که مرید کسی باشد خود شانس "کسی شدن "را نخواهد داشت .پس بی رابطه مرید ومرادی وبی دست بوسیدن باید دست داد و کار کرد

معنویت چیست ؟یک چیز ذهنی وخیال پرستانه نیست .معنویت نیزمانند تمدن وعلم ،احتیاج به کار دارد .احتیاج به تمدن ،قدرت ،تکامل ،لیاقت واگاهی دارد .جامعه ای که جهل وفقر درآن وجود دارد ،همانطورکه زندگی مادی ندارد ،حتما زندگی معنوی هم ندارد !

"ایثار یعنی انتخاب منافع ومصالح دیگران برمنافع ومصالح خویش .ایثار عملی است دراوج اخلاق .

بنابراین نه اسلام عالمانه ،نه اسلام عامیانه ،اسلام اگاهانه .نه مسلمان اگاه ،نه مسلمان عامی ،مسلمان روشنفکر .اسلام نه به عنوان فرهنگ ،نه به عنوان سنت ،بلکه به عنوان عقیده .

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 1388/07/15ساعت 20:25 توسط :: مینا ::

 

 


 

گنجشک با خدا قهر بود...

روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید... من تنها گوشی هستم که غصّه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه می دارد...

 

و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به نوک های کوچکش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه ی توست!
 

گنجشک گفت : لانه ی کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی! این طوفان بی موقع چه بود؟! چه می خواستی؟! لانه محقّرم کجای دنیا را گرفته بود؟ و سنگینی بغضی راه کلامش بست.سکوتی در عرش طنین انداخت ، فرشتگان همه سر به زیر انداختند.  

خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین مار پر گشودی.
 

گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود.

 

خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبّتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی! اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی درونش فرو ریخت...


 

های ، های ، گریه های دل کوچکش ملکوت خدا را پر کرد...


 


  بارالها ، گنجشک کوچک و شرمسار دلمان را دریاب. 

 

 

 

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 1388/06/31ساعت 19:19 توسط :: مینا ::

When a person is poor. His virtues are overlooked; but for a person who has power is wealthy, his faults are  seen  as  talent  his  gibberish is highly  regarded  his  repulsive  and  incessant  belching  is  regarded as philosophy; knowledge and religion;  even  his  lame  and  untimely  jokes  make  the  audience  squirm with laughter

آدم فقیر میشه خوبی هاش هم حقیر میشه اما کسی که زور داره یا زر داره عیب هاش هنر میشه و چرند هاش حرف حسابی می شود...آروغ های(چیزی را با خشونت ادا کردن مثل فحش دادن) بی جا و نفرت بارش را فلسفه و دانش و دین می پندارند حتی شوخی های خنک و بی ربط او از خنده حضار را روده بر می کند

دکتر علی شریعتی



لينك ثابت نوشته شده در شنبه 1388/06/21ساعت 17:2 توسط :: مینا ::

 

 ماه رجب که آغاز مي شود دلها خود به خود، حال و هواي ديگري پيدا مي کند و از خود بيرون مي شود. 

از علي(ع) نوشتن، دل دريايي مي خواهد و جرات بسيار‘ اما اگر کسي ذره اي از عشق علي(ع) را در دل داشته باشد دلي دريايي پيدا مي کند، بي اختيار قلم بر مي دارد و به شوق اين انسان فراتر از حد تصور انساني، مي نويسد.

انسان در برابر عظمت علي(ع) در حيرت بي نظيري مي ماند چرا که علي(ع) انساني است با تمام ابعاد برتر انساني، با ذوالفقار به سياهيها مي زند و در ميدان جنگ آنچنان شجاعت و دلاوري به راه مي اندازد که کفار، انگشت به دهان مي مانند و مسلمانان به شوق آمده و هروله به راه مي اندازند.

به راستي اين علي(ع) کيست که در کنار شجاعت بي بديل و شير حق بودنش، کلامي فصيح دارد و بيان و نوشتار شيواي او نطق بشري را به رخ همگان مي کشد؟
او کيست که در اوج بلاغت و شيوايي سخن، خطبه ها، نامه ها و کلمات قصاري چون نهج البلاغه را پديدار مي سازد که علي رغم آمدن و رفتن نويسندگان و متکلمان بزرگ همچنان سخن او تازگي و طراوت بي نظيري دارد؟.

بي شک هر کس علي(ع) را تنها اندکي بشناسد در برابر اين اقيانوس مواج انسانيت در حيرت فرو مي ماند زيرا قهرماني که آمدن نامش وحشت در دل کفار مي اندازد و هر ستمگر جباري از ضربه هاي شمشيرش جان سالم به در نمي برد، در نيمه هاي شب نان، شير و خرما به در منازل فقرا مي برد و کودکان يتيم را بر دوش خود سوار کرده و سخنان کودکانه از زبان ايشان مي تراود.

مگر مي توان باور کرد که يک قهرمان بزرگ ميدانهاي جنگ به شيوايي سخن بگويد، آينده نگر کامل باشد، به کودکان مهر بورزد و بيچارگان را برادر و ياور باشد؟ بدون شک گنجاندن اين همه خوبي و بزرگ منشي در اين ذهن و خاطر ما دشوار است.

علي(ع) يک عشق آسماني است که در اين زمين خاکي بر دل انسانها فرود آمده و قلب ها به عشق او مي تپد و هر عاشقي را به زمزمه وا مي دارد که:
"امشب سر مهربان نخلي، خم شد در کيسه نان به جاي خرما، غم شد"

ايام شهادت مولاي متقيان حضرت علي (ع) بر شيفتگان آن حضرت تسليت باد.

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 1388/06/17ساعت 17:19 توسط :: مینا ::

آدولف هیتلر...................دیكتاتور آلمان........................نقاش پوستر

آلبرت انشتنن........فیزیكدان...............منشی اداره ثبت

امیركبیر............صدراعظم ناصرالدین شاه.............آشپز

جرالدفورد .............رئیس جمهور آمریكا.........مانكن لباس مردانه

جوزپه گاریبالدی..............انقلابی ایتالیایی........................ملوان

جیمی كارتر..................رئیس جمهور آمریكا.....................بادام كار

رونالد ریگان..................رئیس جمهور آمریكا.....................هنرپیشه سینما

شون كانری........... هنرپیشه سینما.............بنا و راننده كامیون

كلارك گیبل..............هنرپیشه سینما........................چوب بر

ویلیام فالكنر..............نویسنده.......................نقاش ساختمان

گاندی........................رهبر فقید هند..........................وكیل دادگستری

جرج واشنگتن.........اولین رئیس جمهور آمریكا...........كشاورز

نادرشاه افشار............موسس سلسله افشاریه...........پوستین دوز

یعقوب لیث...................سرسلسله صفاریان..................رویگر

امیر اسماعیل سامانی....سرسلسله امرای سامانی.........ساربان

آلپتكین..................سرسلسله غزنویان...............غلام زر خرید

فرخی سیستانی.......شاعر مشهور ایران...............كارگر كشاورز

حضرت محمد(ص)..........پیامبر بزرگ اسلام.....................شبانی/ تجارت

حضرت عیسی (ع).........پیامبر بزرگ مسیحیت.................نجار

حضرت موسی (ع).......پیامبر بزرگوار یهود................چوپان

پاندیت نهرو...............نخست وزیر هند.............وكیل دادگستری

موسولینی.......دیكتاتور ایتالیا...........................روزنامه نویس

ساموئل مورس.....مخترع آمریكایی........................نقاش

جك لندن................نویسنده آمریكایی..............كارگر كشتی

آلبر كامو.........نویسنده فرانسوی.....................معلم

ریچارد نیكسون......رئیس جمهور آمریكا..........وكیل دادگستری

آبراهام لینكلن......رئیس جمهور آمریكا.....................هیزم شكن

گی دو موپاسان.......نویسنده آلمانی.................كارمند دریا داری

چارلز دیكنز.........نویسنده انگلیسی.............منشی

آناتول فرانس........نویسنده فرانسوی......................كتابفروش

مولیر................نویسنده بزرگ فرانسوی...............هنرپیشه

هربرت جرج ولز ...........نویسنده بزرگ انگلیسی.........شاگرد بزاز

ارنست همینگوی.......نویسنده بزرگ آمریكایی..............خبرنگار

ویلیام شكسپیر........نویسنده بزرگ انگلیسی.......هنرپیشه سیار

فیدل كاسترو........رئیس جمهور كوبا.............دانشجوی حقوق

كاردینال ریشیلو.......صدر اعظم معروف فرانسه.............كشیش

ناپلئون بناپارت.......امپراطور فرانسه.......افسر توپخانه

كریم خان زند...موسس سلسله زندیه..........تیر انداز سپاه نادر شاه

میرزا تقی خان امیركبیر....صدر اعظم ناصرالدین شاه............منشی

ژاندارك........شخصیت نیمه مذهبی و قهرمان فرانسوی........چوپان

هانری فورد.....كارخانه دار آمریكایی............ساعت ساز

توماس ادیسون......مخترع بزرگ آمریكایی..........تلگرافچی

آلفرد نوبل....... بنیانگذار جایزه نوبل........ كارگر كارخانه

والت دیزنی....مخترع سینمای انیمشن.........پادوی مغازه

میكلانژ..........نقاش مجسمه ساز ایتالیایی........سنگ تراش




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 1388/05/13ساعت 19:15 توسط :: مینا ::


کودکی که آماده تولد بود، نزد خدا رفت و از او پرسيد: "می گویند فردا شما مرا به زمين می فرستيد، اما من به این کوچکی و بدون هيچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟" خداوند پاسخ داد: "از ميان بسياری از فرشتگان، من یکی را برای تو در نظر گرفته ام. او در انتظار توست و از تو نگهداری خواهد کرد. " اما کودک هنوز مطمئن نبود که می خواهد برود یا نه. اینجا در بهشت ، من هيچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند. خداوند لبخند زد: " فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد. تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود. " کودک ادامه داد: " من چطور می توانم بفهمم مردم چه می گویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟" خداوند او را نوازش کرد و گفت: "فرشته تو، زیباترین و شيرین ترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی." کودک با ناراحتی گفت: " وقتی می خواهم با شما صحبت کنم، چه کنم؟" خداوند برای این سوال هم پاسخی داشت: "فرشته ات دستهایت را کنار هم می گذارد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی. "کودک سرش را برگرداند و پرسيد : " شنيده ام که در زمين انسانهای بدی هم زندگی می کنند . چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟ "فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد، حتی اگر به قيمت جانش تمام شود. "کودک با نگرانی ادامه داد: "اما من هميشه به این دليل که دیگر نمی توانم شما را ببينم، ناراحت خواهم بود. "خداوند لبخند زد و گفت: "فرشته ات هميشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد مرا خواهد آموخت، گرچه من همواره در کنار تو خواهم بود." در آن هنگام بهشت آرام بود، اما صداهایی از زمين شنيده می شد. کودک می دانست که باید به زودی سفرش را آغاز کن . او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسيد: "خدایا ! اگر باید همين حالا بروم ، لطفا نام فرشته ام را به من بگویيد. "خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد: "نام فرشته ات اهميتی ندارد. به راحتی می توانی او را مادر صدا کنی . "



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 1388/05/05ساعت 13:44 توسط :: مینا ::

استاد مهدی آذر یزدی در زادگاهش "یزد"به خاک سپرده می شود.

استاد مهدی آذر یزدی نویسنده «قصه های خوب برای بچه های خوب» بعلت عارضه تنفسی در سن 87 سالگی در بیمارستان آتیه‌ تهران درگذشت.

استاد آذريزدي بارها گفته بود : يكي از حسرت‌هاي بنده هميشه اين بود كه در ظرف 40 سال گذشته هرگز در هيچ جا دوره كتاب قصه‌هاي خوب نقد و بررسي نشده بود تا اقلا خودم كه به راستي كوركورانه و فقط با اندكي ذوق فطري و تربيتي مذهبي، اما دهاتي به اين كار دست زده بودم عيب‌ها و نقص‌هاي كار خود را بفهمم كه هنوز نفهميده ام زيرا به قول سعدي، «متكلم را تا كسي عيب نگيرد سخنش صلاح نپذيرد.» كتاب‌هايي كه نسل به نسل تجديد چاپ شدند، مجموعه هشت جلدي قصه‌هاي خوب براي بچه‌هاي خوب تنها 16بار تجديد چاپ شده است و هر بار با تيراژي بيش از پنج هزار نسخه، با اين حال اگر قرار بود آنقدر كه بايد به اين مجموعه بها داده شود بايد انتظار تيراژي چند برابر 80هزار نسخه از اين مجموعه منتشر شده بود.

او درباره گذران زندگي‌اش اینگونه نوشته است : «هيچ وقت كار دولتي نداشته ام؛ چون مدرك تحصيلي هم نداشتم و اصلا راه استخدام شدن را بلد نبودم. ازدواج نكردم چون نمي‌توانستم زندگي خانوادگي را اداره كنم و هميشه از بيكاري و بي‌پولي مي‌ترسيدم. با مردم هيچ گونه حشر و نشري نداشتم؛ چون هميشه و در همه‌جا، از بچگي، با تحقير روبه‌رو بودم. بنابراين از آنجا كه نمي‌خواستم مناعت و مختصر اعتماد به نفس باقي مانده‌ام را از دست بدهم، همواره به تنهايي و انزوا و گوشه‌گيري پناه مي‌بردم. معمولا با حداقل درآمد و قناعت مرتاضانه زندگي مي‌كنم و در تنها چيزي كه قناعت نمي‌كنم، خريدن كتاب و مجله است. تاكنون چند بار كتابخانه نسبتا مطلوبي براي خود جمع آوري كرده ام، اما وقتي بيكار و بي‌پول شده ام آنها را به ثمن بخس فروخته‌ام و بعدا دوباره شروع كرده‌ام. تنها دلخوشي‌ام در زندگي اين بوده كه كتاب تازه شناخته‌اي را كه لازم داشته ام بخرم و شب آن را به خانه ببرم؛ خانه‌اي كه نمي‌دانم يك ماه بعد در آن هستم يا نه.

تاكنون پنج بار خانه‌هاي كوچكي از 35 متري تا 100 متري خريده‌ام و به ضرر فروخته‌ام؛ در كار معامله بي‌عرضه‌ام. از آخرين باري كه (سال 1354) يك خانه 40 متري را در «نازي‌آباد» فروختم، ديگر نتوانستم خانه‌اي بخرم؛ و حسرت اينكه يك اتاق مناسب براي كار داشته باشم، شريك عمرم شده؛ عمري كه ديگر سال‌هاي آخرش فرا رسيده است.» 

از این نویسنده برجسته تاكنون آثاري از جمله قصه‌هاي خوب براي بچه‌هاي خوب، قصه‌هاي تازه از كتاب‌هاي كهن، گربه ناقلا، گربه تنبل، مثنوي (براي بچه‌ها)، مجموعه قصه‌هاي ساده و تصحيح مثنوي مولوي (براي بزرگسالان) منتشر شده است.

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 1388/04/21ساعت 13:46 توسط :: مینا ::

سلام به دوستان گلم

خوبید؟

ماه رجبه و زمان کمی تا پایان اون باقی مونده

سعی کنید استفاده کنید من خودم زیاد انجام ندادم

یکمی از اعمال ماه رجب (آسونهاش) و میگم اگه دوست داشتید انجام بدید

ذکرلا اله الا الله

استغفرالله و اساله التوبه

سوره توحید هزار مرتبه

استغفار و توبه کردن (استغفر الله ربی و اتوب الیه)

روزه گرفتن هم خیلی ثواب داره

زیارت عاشورا

سوره یس برای شادی روح اموات

البته میدونم همه تون اینا رو میدونید من فقط بهتون یادآوری کردم

انشالله به همه آرزوهای سبزتون برسید

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه 1388/04/20ساعت 13:34 توسط :: مینا ::

·        گاهی تجربیات یک انسان شکست خورده، بسیار با ارزش تر از موفقیت های انسان بی تجربه است.

·        انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع که خیال می کند، دیگران را فریب داده، خود را گول نمی زند.

·        مهم نیست که چه اتفاقاتی در زندگی شما می افتد، مهم این است که شما با آن چه می کنید.

·        خیلی چیزها را می توان با نرمی و شوخی به مردم فهماند.

·        هیچ چیز تغییر نمی کند این ما هستیم که تغییر می کنیم.

·        گنجینه شما، وجود خود شماست. جای دیگر دنبالش نگردید.

·        ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد، ثروتمند کسی است که نیاز کمتری احساس می کند.

·        فهمیدن، همیشه بهتر از آموختن است.

·        هرگز به قلبت دروغ نگو چون تا ابد تنها خواهی ماند.

·        کسی که به پشتکار خود اعتماد دارد، ارزشی برای شانس قائل نیست.

·        دل آدمی، فقط با مهر محبت رام می شود.

·        یکی از ناشناخته ترین لذت های زندگی، حرف زدن با خویش است.

·        آنچه را کرم ابریشم پایان دنیا می داند، در نظر پروانه آغاز زندگی است.

·        موج اگر می دانست که ساحل هیچ وقت دستش را نمی گیرد، برای رسیدن به آن چنین تقلا نمی کرد.

·        در ارتفاع بالاتر از جو، هیچ ابری وجود ندارد. اگر آسمان دلت ابریست، بدان که به اندازه کافی اوج نگرفته ای

·        برای کشف اقیانوسهای جدید، باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشیم. این جهان، بیشتر جان تغییرات است، نه جهان تقدیر.

·        افسوس که صدای خش خش لحظات عمر را زیر پای خود نمی شنویم.

·        عشق زیباترین جاده ای است که به خدا می رسد.

·        وحشی ترین گلها هم به احترام باران قیام می کنند.

·        زندگی بازی است و ما خود صحنه ای می سازیم تا بازیگر بازیچه های خود باشیم.

·        افراد خوشبخت کسانی هستند که از جهات مختلف با زندگی روبرو می شوند ولی انسان های بدبخت کسانی هستند که کوره راه باریکی دارند و به همان بسنده می کنند.




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 1388/04/09ساعت 14:38 توسط :: مینا ::

عشق حقیقی مثل روح است، افراد زيادي درباره آن صحبت مي كنند

 ولي تعداد معدودي آن را ديده اند.

 

 

 

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 1388/04/02ساعت 16:27 توسط :: مینا ::